

این همسایه امام رضا بیمار است
دعایش کنیم.
* این عزیز ، همان مرجع تقلید است که علامه طباطبایی در مصاحبه تلویزیونی اواخر عمرش هنگامی که خبرنگار سوال کرد : از شاگردان برجسته خود به چه کسانی می توانید اشاره کنید: در پاسخ پس از استاد شهید مطهّری از ایشان نام به میان آورد...
* این گرانقدر ، که سالهاست در کنار بهشت ثامن الحجج رحل اقامت افکنده است ، مدتی ست که احوالی ناخوش دارد و بیمار است... برایش دعا میکنیم...اللهم اشف کلّ مریض...
* بگذارید همین جا عرض کنم که اگر ایشان بازیگر و فوتبالیست و ... بودند تا حالا هزاران نفر به عیادتش میشتافتند !!! و از او مدتها در صدا وسیما یاد میکردند!!! به قول معروف ... این بماند ، بگذریم
|
|
ماجرای گردان حنظله
یکی از حزن انگیزترین و در عین حال حماسی ترین لحظات فکه، ماجرای گردان حنظله است؛ 300 تن از رزمندگان این گردان درون یکی از کانال ها به محاصره ی نیروهای عراقی در می آیند. آن ها چند روز و صرفا با تکیه بر ایمان سرشار خود به مبارزه ادامه می دهند و به مرور همگی توسط آتش دشمن و با عطش مفرط به شهادت می رسند.
سعید
قاسمی که در عملیات والفجر مقدماتی، مسئولیت واحد اطلاعات و عملیات لشکر
27 محمد رسول الله (صلی الله علیه و آله) را بر عهده داشت از سرنوشت گردان
حنظله می گوید:
ساعت های آخر مقاومت بچه ها در کانال، بی سیم چی گردان
حنظله حاج همت را خواست. حاجی آمد پای بی سیم و گوشی را به دست گرفت. صدای
ضعیف و پر از خش خش را از آن سوی خط شنیدم که می گوید: احمد رفت، حسین هم
رفت. باطری بی سیم دارد تمام می شود. عراقی ها عن قریب می آیند تا ما را
خلاص کنند. من هم خداحافظی می کنم.
حاج همت که قادر به محاصره ی تیپ های
تازه نفس دشمن نبود، همان طور که به پهنای صورت اشک می ریخت، گفت: بی سیم
را قطع نکن... حرف بزن. هر چی دوست داری بگو، اما تماس خودت را قطع نکن.
صدای بی سیم چی را شنیدم که می گفت: سلام ما را به امام برسانید. از قول ما
به امام بگویید: همانطور که فرموده بودید حسین وار مقاومت کردیم، ماندیم و
تا آخر جنگیدیم.
منبع : سایت تاشهداباشهدا
* شهدا همیشه زنده خواهند ماند
همیشه ی خدا،آنها نزد پروردگارشان متنعّمند
و ما همچنان در سراب خود شناور
آنها که رفتند ، ماندند...
و ما همچنان دنبال اکسیر جوانی و ماندن!!!
دل آچ گفتاره ای دل دلستانلار یادی خیر اولسون
ویرن ایرانه پیرایه جوانلار یادی خیر اولسون
شهادت صحنه سینده جانفشانلار یادی خیر اولسون
همان آزاده لر ، سرو روانلار یادی خیر اولسون
بو قانلی ئولکیه پرچم ورانلار یادی خیر اولسون
شیرین جان ، الده میداندا دورانلار یادی خیر اولسون
شاعر : حاج کلامی زنجانی
*** صوت زیبای این شعر را هم با صدای حاج سید یوسف شبیری بشنوید
*** وقتشو داشتین این کلیپ هم به دیدنش می ارزه... کلیپ
آقای خودبین !
تاچند ساعت حرف زد و گلایه کرد و آه تاسف خورد که: ای بابا تو این دور و زمونه هم کسی بلد نیست کار فرهنگی کنه! هرچی بود اون قدیمها بود!!! خیلی ها هم که اخلاص ندارن! حیف...بچه های مسجد(... )رو هم که میبینی؟چند تا بچه دور خودشون جمع کردن میگن کار تربیتی داریم میکنیم! داداش مگه مسجد و پایگاه مهدکودکه!!! بچه های کانون(... )هم که کلّا از مرحله پرت هستن... حیف به عمر بچه های این مجموعه(...)که عمرشون شده مثلا به قول خودشون مبارزه با جنگ نرم!!!
دوستمان آنقدر آسمان و زمین را به هم بافت تا بفهماند که همه خوابند و فقط ایشان هستند که با چشم باز دارند رصد میکنند!!!
بعد از اینکه حرفهایش را تمام کرد گفتم آقای (...): ظاهرا مرکز حق و حقانیّت شما هستید و همه باید دور شما بگردند و متری هم به دست شما داده اند که اخلاصها را متر کنی؟ بعدش هم خود شما بگو چه کاری را انجام داده ای؟ و چه باری را برداشته ای؟و چه بازدهی داشته ای؟(منظورم این بود که به جای تمرکز مطلق به فعالیتهای دیگران! و تجزیه و تحلیل آنها! بیشتربه کارهای خود زوم کنیم! )
* به نظرتان چه علتی دارد که برخی افراد با نفی کارهای دیگران به اثبات خود می پردازند! انسان هایی که تمام ساعت ها را عینک دودی غلیظی را می زنند و همه مردم و تمام فعالیتها را سیاه و کدر می بینند( شاید هم اصلا نمی بینند!). آدم هایی که به جای روشن کردن اتاق تاریک ، کلا فیوز برق را از جا در می آورند!!! ودر آخر : روحیه منفی نگری که در برخی وجود دارد از کجا نشئت می گیرد؟
* مطمئنا کسی معتقد به بستن درب نقد و انتقاد نیست! ولی آیا تخریب با نقد تفاوتی ندارد ؟

طلبه هایی که میخواستند اسلام ، ناب بماند ! ...
بسم الله الرحمن الرحیم
چون مصدر آنها بهشت بود/ هیچگاه متکلم وحده نبودند، و البته
مع الغیر هم نه، بلکه مع الله بودند /
چون التقاء ساکنین محال بود، از بین سکون در حوزه و سکون
در شهر، فتح را برگزیدند/ فعل بودند، که هم معنا داشتند و هم زمان/ ولی هیچگاه افعال
ناقصه نشدند / حروف مشبهة بالفعل که هیچ /می توان گفت افعال مقاربه بودند، چون
قرب خدا را برگزیدند/
هیچگاه حاضر نشدند "لن" که نفی ابد می کند، بر سر آنان خراب شود و زندگی ابدی را برگزیدند/ حالشان حال خوشی بود/به حروف جر محل نمی گذاشتند/ از دنیا منصرف بودند ولی وقتی جبهه می رفتند غیر منصرف می شدند ، تا شهادت /معرب نبودند، که با عوامل مختلف رنگ عوض کنند/ بلکه مبنی بودند آن هم مبنی بر فتح/ ازحروف استفهام خیلی استفاده می کردند/
علم بودند/در "ضرب زید عمروا" نه با زید
میانهی خوبی داشتند نه با عمرو، چون یکی همیشه ظالم بود و یکی همیشه مظلوم /البته اگر مرحوم
مصنّف زنده بود امروز به استعمال زید در غیر ما وضع له اعتراض می کرد / مساله
زنبوریه باعث نشد مثل زنبور به دیگران نیش بزنند/
الفیه ابن مالک را کنار گذاشتند و ابن عقیل آن هم از نوع مسلمش را انتخاب کردند/ در هدایه، هدایت شدند و با صمدیه، عبدالصمد /در اختلاف بین بصریون و کوفیون حق را به کربلائیون دادند/ گاهی احتیاط را در ترک احتیاط می دانستند/ مکررات مدرس افغانی را بر نتابیدند/
از میان کتاب های مختلف شرح لمعه جهاد را برگزیدند/ سبق و رمایه را که خواندن درمیدان جنگ از دیگران سبقت گرفتند/ "و ما رمیت اذ رمیت" را در جبهه به کار بستند/ قاعده ید، آنها را از داشتن دست بی نیاز کرده بود /از سوق المسلمین فراری بودند و دوکوهه سوق المسلمین آنها بود/ رویت هلالشان در شب های عملیات بود، که یک جا شهریه و مرحمتیشان را از مهدی فاطمه دریافت می کردند/
شب عملیات عمامهها به سر نمی بستند و لباس جندی را خلاف مروت نمی دانستند/ جز خدا هیچ کس حق نداشت به آنها اضافه شود /آنها هم جز خدا به کسی اضافه نمی شدند /ظرف و شبه ظرف کانون های قدرت نبودند/ در تزاحم بین ماندن و رفتن ، زحمت رفتن را به خود هموار می کردند/
قول و فعلشان با هم تناقض نداشت/ برائتشان سوره برائت بود/ هیچگاه به انسانیت خود شک نکردند، که نیازمند اصل استصحاب باشند/ عمل به قطع را هم واجب می دانستند.
واما دسته دوم؛
از میان همه مستحبات، به مستحبات اکل و شرب علاقه وافری
داشتند/ أطعمه و أشربه را خوب می خواندند ولی از کتاب جهاد به دلیل مبتلابه نبودن
به سادگی می گذشتند/ خواب قیلوله شان ترک نمی شد/ البته کتاب نکاح را آنقدر می خواندند تا ملکه راسخه ای گردد که لا
تزول بسرعةِ!/
تنحنح شان ترک نمی شد / به باب تخرخر علاقه خاصی داشتند/ و "کلوا و اشربوا" را برجسته ترین آیهی قرآن می دانستند/ و به جای "و لاتسرفوا" ، حتی تنفجروا را صرف می کردند!/با آن همه درسی که می خواندند، تازه وقتی از آنها سوال می شد: که مطول چه کتابی است؟می گفتند: مطول کتابی است در علم فقه، هر آن کس بخواند شود خوشنویس!
بگذریم، دسته اول رستگار شدند و اگرچه متاجر را با هم می خواندیم، ولی تجارت آنها موفقیت آمیز تر بود...
* نمیدانم نویسنده متن کیست ولی هر که هست : خداوند توفیقاتش را بیفزاید
*تقدیم به همه آنهایی که رفتند و ایستادند تا بمانیم و ننشینیم ...
* باید از جان گذرد در عالم ، هر که شود عاشقشان ...
* از اینجا هم می توانید صوت زیبای متن را دریافت کنید .( صوت متن )

فیلم:زمانی برای دوست داشتن
زیاد اهل فیلم دیدن و سینماو ... نیستم (یعنی فیلم باز !!! نیستم ) . نه اینکه وقت و زمانش را نداشته باشم،حوصله فیلم دیدن را ندارم. و سعی می کنم فیلم یک ساعت و نیمی را در عرض ده دقیقه ببینم و خلاص شوم ! . به هرحال اگرفیلمی از یک دوست هدیه بگیرم که توصیه کند فیلم را ببینم برای احترام به آن دوست عزیزمان ! و فرو نشاندن حس کنجکاوی ! حداقل یک نگاه اجمالی به فیلم می کنم .
اتفاقا چند روز پیش فیلمی ازیکی از دوستان به دستم رسید به نام زمانی برای دوست داشتن(ساخت1386) که از اول تا آخرش را خوب، نگاه کردم.فیلم که از یک کارگردان کمترشناخته شده است ، داستان نوجوانی استثنایی است که زندگی پرفرازونشیبی را دارد.قصه فیلم به شکلی ست که زیرکانه و زیبا می تواند احساسات خوب مخاطب را برانگیزد، احساسات پاک کودکی و نوجوانی و ... .
در آخر فیلم هم ، خیالت راحت است که توانسته ای فیلمی خوب با خانواده ببینی. فیلمی که مثل برخی از فیلمها نه بیانیه سیاسی است ! و می خواهد به زور ! نگاه نویسنده و کارگردان را به تو غالب و قالب کند! و نه از آن فیلم هاست که به دنبال سیاه نمایی است و طعنه زدن به دین و ایمان مردم و تکه پراکنی به کشور و همه چیز و همه کس !!!
_ غرض اگر جایی مجبور شدید فیلمی را با خانواده و دوستان ببینید این فیلم را هم در سبد فرهنگیتان ! قرار دهید.
_ در کنار این تعریف و تمجید باید عرض کنم که پوشش بازیگران زن میتوانست بهتراز این باشد !
برای رضایت حضرت مهدی مان
چه کارهای دیگری
انجام می دهیم ؟
* برای خشنودی و رضایت حضرت مهدی مان ، در باغ زندگیمان ، مطالعه و تفکر و تعمّق را آبیاری میکنیم.
* برای شادی دلش ، به دیگران گل مهر و محبت و مهربانی را از باغ وجودمان هدیه می دهیم .
* برای دلخوشی آقایمان ، دست در دست هم میهن خوبمان را آباد میکنیم .
* برای آرامش عزیزتر از جانمان ، از دفتر زندگی مان، سستی و بی حالی و سیاه بینی و منفی بافی را پاک میکنیم.
* برای هدیه به روی زیبایش ، شور و نشاط و سرزندگی و عزت مداری را در دفتر زندگی خانواده هایمان می کشیم.
* برای یاری آن نزدیک تر از جانمان ، در محل کارمان تابلوی ( وجدان کاری ) را نصب میکنیم.یعنی ، خوب ، کار میکنیم!
* برای جلب محبت مضاعفش ، همراه با پابرهنه گان و مظلومان عالم ، فریاد عدالت سر می دهیم .
* برای سرور آفتاب پشت ابرمان ، با آنهایی که مقابل نور خورشید ایستاده اند، قهر می کنیم.
* برای صفای وجود نازنینش ، بندگی میکنیم !
* برای خشنودی اش ، صلوات ، هم ،میفرستیم
* برای عزیزمان.....
